پایگاه اطلاعاتی هیئت بین الحرمین وحیدیه
شخصی
از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در
آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت
امام حسین علیه السلام را اراده میکرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت
سلام می کرد و او را زیارت مینمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید
مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند. سید
مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب
زیارت در مذهب اهلبیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح
را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور
میباشند و دستشان به حرم مطهر نمیرسد.» آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار. هنگامی
که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا
این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت میدانم و نهی از منکر واجب
است.» وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید.
سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و
با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم
حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید . نخست سجده شکر کرد و
عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را
در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود میلرزید و با رنگ و روی زرد،
همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت میکرد تا این که وارد
کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند
کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را
به در رواق رسانید. چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر
آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت:
«اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا
جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت
سیدالشهداء است؟» پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.» منبع: داستانهای علوی، ج4، ص210/ دارالسلام عراقی، ص301. در وصف حضرت صاحب الزمان شب و سکوت وخلوتی ندارم که سر به شانه خدا گذارم کنون که شب هزار پرده تار است نماز من دو رکعت انتظار است به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه عطفی به اوج آئینم کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی روا مباد که ارباب جز تو بگزینم چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم زلطف روی تو دست از ترنج نشناسیم ای آفتاب رشحه ای از چشم تو یک شب مباد بی نظرت سر کنم انصاف نیست چشمه خورشید را با چشم روشن تو برابر کنم از چهره ات نقاب در افکن که من خورشید را به پای تو پرپر کنم... پیام خادمین هیئت بین الحرمین : با تشکر از مدیریت سایت العطش پخش مستقیم حرمین شریفه را برای شما اماده زیارت کردن حتما زیارت کنید التماس دعا جلسه بعدی هیئت بین
الحرمین زمان:هر
پنجشنبه مرثیه
سرای:حامد دارابی ساعت
شروع مراسم یا علی ابن موسی الرضا مددی مولا نامهاى امام امام رضا(ع)
در سال 148 هجرى قمرى یعنى حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد.
پدر ایشان امام موسى بن جعفر(ع)، یعنى امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى
بزرگوار و خردمند به نام (تکتم) یا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى
زاده شد که پدربزرگ ایشان، یعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید. از سری عکسهای مرحوم سید جواد ذاکر طباطبایی زندگينامه حضرت علي (ع)
برچسبها: مداحی شب چهارم با نوای برادر حامد دارابی
داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت


از ولادت تا شهادت امام جواد (ع)ولادت
امام جواد علیه السلام در ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا
گشود. پیشگویی ولادت آن امام از زبان پدر بزرگوارش چندین بار مطرح شده بود.
ولادت امام جواد همچون ولادت سایر ائمه معصومین علیهم السلام با ویژگیهای
مخصوصی همراه بوده است.
مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام خیزران نام دارد؛ زنی از خاندان ماریه قبطیّه یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله.
دوران امامت
دوران کودکی امام جواد علیه السلام از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است.
با شهادت امام رضا علیه السلام و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی،
یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد،
کم سن و سالی امام جواد جهت مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی
امام رضا علیه السلام و در موارد دیگری، خود امام جواد به تبیین آن
پرداختند و به شبههها پاسخ گفتند.
اگر چه امام جواد علیه السلام نسبت به سایر امامان در سن بسیار کمی به
امامت رسید، اما دوران هفده سالهی امامت او، دورانی نسبتاً طولانی و پر
حادثه است.
جایگاه امام نزد خدا
امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت و بهرهمندی از موهبت الهی
از جایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی
که بهرهای از شناخت امام دارند برخوردار است.
اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در
مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت و صداقت و نورانیت
امامان شیعه پیوسته نقشههای دشمنان را خنثی و بیتأثیر میساخته است و در
برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیر وجود پر برکت آنان قرار میگرفتهاند.
ازدواج
امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوصبهخود، در برخورد با
حاکم ستمگر عباسی، مامون ، که قاتل پدرش امام رضا علیه السلام بود به
گونهای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را در انتخاب او برای ازدواج با
دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))میدید.
در دوران زندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است.
دوران امامت تا شهادت
همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادر امام هادی علیه السلام است.
امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر با بهرهمندی از علوم و معارف ناب
توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنههای مختلف، گوشههایی از
اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش
گذاشته است.
دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است از
برگهایی زرین از مکارم اخلاق ، مناقب و معجزات ، استجابت دعاها ، ارتباط
متواضعانه، صمیمانه و همدردی با اصحاب و یاران است.
زندگی پربرکت امام جواد با نقشه معتصم ،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم
ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت
رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم در کاظمین به خاک
سپرده شد.

برای زیارت کردن برروی لینک پائین کلیک کنید



نام
ایشان (على ) است، ولى بر اساس شیوه اى که در میان اعراب مرسوم است، به وى
(ابوالحسن) مى گفتند. این گونه اسمها را (کنیه) مى نامند. علاوه بر نام و
کنیه، گاه عنوان دیگرى نیز به افراد مى دهند که آن را (لقب) مى گویند. امام
هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)،
(عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است.
نامیدن هر فرد به این نامها، یعنى اسم، کنیه و لقب دلیل خاصى دارد. گفته
اند که وى را به این جهت (رضا) لقب داده اند که خدا از او راضى است.
دوران
کودکى و جوانى امام در مدینه گذشت. اخلاق نیکو، دانش فراوان، ایمان و
عبادت بسیار از ویژگى هایى بود که امام را مشخص مى ساخت.
شخصیت اخلاقى امام
از خوش اخلاقى امام
سخن بسیار گفته اند. در این جا به چند نمونه آن توجّه کن و ببین که امام
در برخورد با مردم به چه نکات ریزى دقّت مى کرده است. همه اینها براى ما
درس (چگونه زیستن) است:
ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.
ـ
سخن هیچ کسى را قطع نکرد.
ـ به نیازمندان بسیار کمک مى فرمود.
ـ با
خدمتگزاران خود بر سر یک سفره مى نشست و غذا مى خورد.
ـ همیشه چهره اى
خندان داشت.
ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خندید.
ـ هنگام
نشستن، هرگز پاى خود را در حضور دیگران دراز نمى کرد.
ـ در حضور دیگران
هرگز به دیوار تکیه نمى زد.
ـ به عیادت بیماران مى رفت.
ـ در تشییع
جنازه ها شرکت مى جست.
ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایى مى کرد.
ـ
وقتى بر سر سفره اى مى رسید، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى
برخیزند.
ـ به پاکیزگى بدن، موى سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.
ـ
بسیار بردبار و صبور و شکیبا بود.
اینها گوشه اى از اخلاق امام بود. آیا
با داشتن این اخلاق و رفتار نباید خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آیا
سزاوار نیست که او را (رضا) بنامند؟
آیا کسى که خدا از او خشنود است،
مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست که نام (رضا) براى آن امام بزرگوار
برازنده و سزاوار است.
امام در نگاه
شاعران
از همان دوران امام رضا(ع)، شاعران و نویسندگان
در وصف بزرگوارى آن حضرت بسیار سروده اند و نوشته اند و هریک به گونه اى آن
امام را به نیکى وصف کرده اند. شنیدنى است که شاعرى بود به نام (ابونواس)
که در سرودن بسیار توانایى داشت. به او گفتند: تو درباره همه چیز شعر گفته
اى ، کوه و دشت و شراب و موسیقى را در اشعار خود ستوده اى ، اما شگفتا که
در باره موضوع مهمى مانند شخصیت والاى امام رضا سکوت کرده اى ! در حالى که
تو ایشان را خوب مى شناسى و با اخلاق و رفتار و بزرگوارى حضرت آشنایى کامل
دارى . ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگى او مانع از
انجام این کار شده است، چگونه کسى چون من، درباره شخصیت برجسته اى همچون
امام رضا(ع) شعر بسراید؟ آن گاه شعرى گفت که چکیده معنى آن چنین است:
از
من نخواهید که او را بستایم، من را توان آن نیست تا انسانى را مدح کنم که
جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست
شخصیت
معنوى امامگفتیم که امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل
معنوى و پرداختن به امور عبادى نیز برجسته بود. روایتها و داستانهاى بسیارى
از این جنبه زندگى امام در کتابهاى تاریخى نقل شده که شنیدن آن براى همه
ما جالب است. ما وقتى مى بینیم که امام ما و پیشوایى که او را به رهبرى خود
پذیرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ایم، این چنین عبادت مى کند و
این گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نیز ناگزیریم که همان شیوه را
پیروى کنیم و از همان روش درس بیاموزیم.
در اینجا به چند نمونه از نکاتى
که تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى کنیم...
ـ
شبها کم مى خوابید و بیشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
ـ بسیارى از
روزها را روزه مى گرفت.
ـ سجده هایش بسیار طولانى بود.
ـ قرآن بسیار
تلاوت مى کرد.
ـ به نماز اول وقت پایبند بود.
ـ بجز هنگام نماز هم به
مناجات به خدا انس داشت.


حضرت علي ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمي است كه پدر و مادر او هر دو
فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و
مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمي از
لحاخ فضائل اخلاقي و صفات عاليه انساني در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف
عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسياري از فضايل
ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يك از اين فضيلتها در مرتبه عالي در
وجود مبارك حضرت علي ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد
زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار كعبه نزديك ساخت و
چنين گفت : خداوندا ! به تو و پيامبران و كتابهايي كه از طرف تو نازل شده
اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا
! به پاس احترام كسي كه اين خانه را ساخت ، و به حق ( 2 ) كودكي كه در
رحم من است ، تولد اين كودك را بر من آسان فرما ! لحظه اي نگذشت كه ديوار
جنوب شرقي كعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شكافته شد
. فاطمه وارد كعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در
شريفترين مكان گيتي مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب
سي ام عام الفيل فاطمه ( 3 ) را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شكاف
ديوار كه دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : ( 4 ) پيامي از غيب شنيدم
كه نامش را علي بگذار .
دوران كودكي:
حضرت علي ( ع ) تا سه سالگي نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند
مي خواست ايشان به كمالات بيشتري نائل آيد ، پيامبر اكرم ( ص ) وي را از
بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالي عجيبي در
مكه واقع شد . ابوطالب عموي پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگي
روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموي خود عباس توافق كردند كه هر يك
از آنان فرزندي از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشي در كار ابوطالب
باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، ( 5 ) علي ( ع ) را به خانه خود
بردند . به اين طريق حضرت علي ( ع ) به طور كامل در كنار پيامبر قرار گرفت .
علي ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتي هرگاه پيامبر از شهر ( 6
)خارج مي شد و به كوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد . بعثت
پيامبر ( ص ) و حضرت علي ( ع ) شكي نيست كه سبقت در كارهاي خير نوعي امتياز
و فضيلت است . و خداوند در آيات بسياري بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت
گرفتن بر يكديگر ( 7 )دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علي ( ع ) است كه
او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين
باره مي گويد : بدان كه در ميان اكابر و بزرگان و متكلمين گروه معتزله
اختلافي نيست كه علي بن ابيطالب نخستين فردي است كه به اسلام ايمان آورده و
پيامبر خدا را تاييد كرده است .
حضرت علي ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص ):
پس از وحي خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبري و سه سال دعوت
مخفيانه ، سرانجام پيك وحي فرا رسيد و فرمان دعوت همگاني داده شد . در اين
ميان تنها حضرت علي ( ع ) مجري طرحهاي پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها
همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتي بود كه وي براي آشناكردن خويشاوندانش با
اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از
حاضران سؤوال كرد : چه كسي از شما مرا در اين راه كمك مي كند تا برادر و
وصي و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علي ( ع ) پاسخ داد : اي پيامبر
خدا ! من تو را در اين راه ياري مي كنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار
سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : اي خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد كه
علي ( ع ) برادر و وصي و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر
حضرت علي ( ع ) اين است كه با شجاعت كامل براي خنثي كردن توطئه مشركان مبني
بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را
آماده ساخت .
حضرت علي ( ع ) بعد از هجرت:
بعد از هجرت حضرت علي ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه از فضايل
علي ( ع ) را بيان مي نمائيم : 1 - جانبازي و فداكاري در ميدان جهاد : حضور
وي در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شركت در سريه هاي مختلف از
افتخارات و فضايل آن حضرت است . 2 - ضبط و كتابت وحي ( قرآن ) كتابت وحي و
تنظيم بسياري از اسناد تاريخي و سياسي و نوشتن نامه هاي تبليغي و دعوتي از
كارهاي حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مكي و چه مدني ،
را ضبط مي كرد . به همين علت است كه وي را از كاتبان وحي و حافظان قرآن به
شمار مي آورند . در اين دوران بود كه پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادري
مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علي ( ع ) پيمان برادري و اخوت بست و به
حضرت علي ( ع ) فرمود : تو برادر من در اين جهان و سراي ديگر هستي . به
خدايي كه مرا به حق برانگيخته است ... تو را به برادري خود انتخاب مي كنم ،
اخوتي كه دامنه آن هر دو جهان ( 8 )را فرا گيرد . حضرت علي ( ع ) داماد
رسول اكرم ( ص ) عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس
دريافتند جز علي ( ع ) كسي شايستگي زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامي كه
علي ( ع ) در ميان نخلهاي باغ يكي از انصار مشغول آبياري بود موضوع را با
ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود : دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه
من است . و به سوي خانه رسول به راه افتاد . وقتي به حضور رسول اكرم ( ص )
رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخني بگويد ، تا اينكه
رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا شد و حضرت علي ( ع ) با تكيه به
فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آيا صلاح مي دانيد كه
فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به
دامادي رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند .
غدير خم:
پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربركتش در راه
برگشت در محلي به نام غديرخم در نزديكي جحفه دستور توقف داد ، زيرا پيك وحي
فرمان داده بود كه پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام ( 9 )برساند . پس
از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالاي منبري از جهاز شتران رفت و فرمود : اي
مردم ! نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم درباره
من چه فكر مي كنيد ؟ مردم گفتند : گواهي مي دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ
مي كردي پيامبر فرمود : آيا شما گواهي نمي دهيد كه جز خداي يگانه ،
خدايي نيست و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ مردم گفتند : آري ، گواهي مي
دهيم . سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علي ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : اي
مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان كيست ؟ مردم گفتند : خداوند و
پيامبر او بهتر مي دانند . سپس پيامبر فرموند : اي مردم ! هر كس من مولا و
رهبر او هستم ، علي هم مولا و رهبر اوست . و اين جمله را سه بار تكرار
فرمودند . بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علي ( ع ) تبريك گفتند و با وي
بيعت نمودند .
حضرت علي ( ع ) بعد از رحلت رسول اكرم ( ص ):
پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) به علت شرايط خاصي كه بوجود آمده بود ، حضرت
علي ( ع ) از صحنه اجتماع كناره گرفت و سكوت اختيار كرد. نه در جهادي شركت
مي كرد و نه در اجتماع به طور رسمي سخن مي گفت . شمشير در نيام كرد و به
وظايف فردي و سازندگي افراد مي پرداخت . فعاليتهاي امام در اين دوران به
طور خلاصه اينگونه است : 1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علي ( ع ) 2 -
تفسير قرآن و حل مسائل ديني و فتواي حكم حوادثي كه در طول 23سال زندگي
پيامبر ( ص ) مشابه نداشت . 3 - پاسخ به پرسشهاي دانشمندان ملل و شهرهاي
ديگر . 4 - بيان حكم بسياري از رويدادهاي نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت .
5 - حل مسائل هنگامي كه دستگاه خلافت در مسائل سياسي و پاره اي از مشكلات
با بن بست روبرو مي شد . 6 - تربيت و پرورش گروهي كه از ضمير پاك و روح
آماده ، براي سير و سلوك برخوردار هستند . 7 - كار و كوشش براي تامين زندگي
بسياري از بينوايان و درماندگان تا آنجا كه با دست خويش باغ احداث مي كرد و
قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف مي نمود .
خلافت حضرت علي ( ع ):
در زمان خلافت حضرت علي ( ع ) جنگهاي فراواني رخ داد از جمله صفين ، جمل و
نهروان كه هر يك پيامدهاي خاصي به دنبال داشت .
شهادت امام علي ( ع ):
بعد از جنگ نهروان و سركوب خوارج برخي از خوارج از جمله عبدالرحمان بن
ملجم مرادي ، و برك بن عبدالله تميمي و عمروبن بكر تميمي در يكي از شبها
گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهاي داخلي را بررسي كردند و
از نهروان و كشتگان خود ياد كردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه باعث
اين خونريزي و برادركشي حضرت علي ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين
سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تكليف خود را خواهنددانست . سپس
با هم پيمان بستند كه هر يك از آنان متعهد كشتن يكي از سه نفر گردد . ابن
ملجم متعهد قتل امام علي ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر
در مسجد كوفه نشستند . آن شب حضرت علي ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و
از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتي موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام
كلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت علي ( ع ) فرمود : از
قضاي الهي نمي توان گريخت . آنگاه كمربند خود را محكم بست و در حالي كه اين
دو بيت را زمزمه مي كرد عازم مسجد شد . كمر خود را براي مرگ محكم ببند ،
زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدكرد . و از مرگ ، آنگاه كه به سراي تو درآيد (
10 ) . جزع و فرياد مكن ابن ملجم ، در حالي كه حضرت علي ( ع ) در سجده
بودند ، ضربتي بر فرق مبارك خون از سر حضرتش در محراب جاري شد و محاسن ( 11
) آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين كرد . در اين حال آن حضرت فرمود :
فزت و رب الكعبه به خداي كعبه سوگند كه رستگار شدم سپس آيه 55سوره طه را
تلاوت فرمود : شما را از خاك آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار
ديگر از آن ( 12 ) بيرونتان مي آوريم . حضرت علي ( ع ) در واپسين لحظات
زندگي نيز به فكر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام
مسلمانان چنين وصيت فرمود : شما را به پرهيزكاري سفارش مي كنم و به اينكه
كارهاي خود را منظم كنيد و اينكه همواره در فكر اصلاح بين مسلمانان باشيد .
يتيمان را فراموش نكنيد ، حقوق همسايگان را مراعات كنيد . قرآن را برنامه ي
عملي خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامي بداريد كه ستون دين شماست .
حضرت علي ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاك سپرده
شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد . - سوره احزاب ، آيه 21.
( 1 ) - فروغ ولايت ، ص 35( كشف الغمه ، ج 1 ، ص 90) .
( 2 ) - آفتاب ولايت ، ص 19( الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 171، ش 1 ) .
( 3 ) - آفتاب ولايت ، ص 19( بحارالانوار ، ج 35، ص 18) .
( 4 ) - فروغ ولايت ، ص 37( سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 236) .
( 5 ) - فروغ ولايت ، ص 38
( 6 ) - آفتاب ولايت ، ص 131( سوره بقره ، آيه 148) .
( 7 ) - فروغ ولايت ، ص 86( مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 14، استيعاب ، ج 3 ،
( 8 ) ص 35) - فروغ ولايت ، ص 141( سوره مائده ، آيه 67)
( 9 ) - فروغ ولايت ، ص 697
( 10 ) - فروغ ولايت ، ص 697( بحارالانوار ، نقل از مالي ، ج 9 ، ص 650)
( 11) - فروغ ولايت ، ص 697 ( 12 )
» مداحی شب چهارم با نوای برادر حامد دارابی
» داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت
» يا مهدي بيا شب حجران سحر كن
» شهادت امام جواد ائمه (ع) نهمين اختر تابناك امامت را به تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض ميكنم
» پخش انلاین زنده حرمین شریفه
» مرثیه سرای اهل بیت حامد دارابی
» ولادت امام رضا (ع)
» روحش شاد یادش گرامی
» زندگينامه حضرت علي (ع)
| Design By : Pichak |




